وضعیت فعلی سیستم انرژی فرانسه بهگونهای است که سهم قابل توجهی از تولید انرژی این کشور از طریق برق هستهای تأمین میشود. سهم انرژیهای فسیلی ناچیز و انرژیهای تجدیدپذیر، درحال توسعه با یک مکانیزم منظم هستند. طبق گزارش «اپراتور سیستم انتقال ملی فرانسه[۱]» که یک چشمانداز بلندمدت از سیستم برق این کشور در زمینه بیطرفی کربن تا سال ۲۰۵۰ را بررسی میکند، یافتههای اقتصادی برجسته در این تحلیل مؤید این است که تحت سناریوی «مصرف برق مرجع»، پیکرهبندی فنی در تأمین برق، مبتنیبر ۵۰ درصد انرژی هستهای و ۵۰ درصد انرژیهای تجدیدپذیر مقرون بهصرفهترین ترکیب تولید برق برای سیستم برق فرانسه تا سال ۲۰۶۰ خواهد بود. البته تحقق این سناریو مستلزم تغییراتی در رژیم کنونی مانند افزایش طول عمر رآکتورها، ساخت رآکتورهای جدید و همچنین ساخت برخی رآکتورهای کوچک ماژولار است. با توجه به تنشهای استثنائی از نظام کنونی سیستم تأمین برق فرانسه و فرسودگی رآکتورهای هستهای، مسیر گذار بهسهم ۵۰ درصدی انرژیهای تجدیدپذیر و سهم صفر کربن از طریق مسیر بازپیکربندی برای این کشور کاملاً فراهم است. در تحقق این سناریو، رابطه نوآوریهای توسعهیافته و نظام کنونی کاملاً منطبق با الگوی همزیستی بوده و انرژی هستهای بهعنوان بخشی از سیاست انرژی فرانسه توسعه مییابد.
در کشور آلمان نیز، مهمترین و برجستهترین سیاست این کشور در مسیر کاهش انتشار، گذار به یک سیستم انرژی مبتنیبر انرژیهای پاک است. سیستمی که با حذف تدریجی انرژیهای فسیلی به سمت انرژیهای پاک گرایش پیدا خواهد کرد. درخصوص انرژی هستهای، حمایت آلمان از انرژی هستهای در دهه ۱۹۷۰ پس از شوک قیمت نفت در سال ۱۹۷۴ بسیار قوی بود و مانند فرانسه، در مورد منابع انرژی احساس آسیبپذیری وجود داشت. با این حال، این سیاست پس از حادثه «چرنوبیل» در سال ۱۹۸۶ بازنگری شد. با همه این اوصاف، با وقوع جنگ اوکراین-روسیه، استفاده مدیریتشده منابع تجدیدپذیر و هستهای در دستور کار این کشور قرار گرفت.
ادبیات بینالمللی در زمینه تولید انرژی، یک روند جدید در حوزه گذار جهانی بهسمت یک الگوی انرژی نوین را نشان میدهد. این الگو، فراتر از افزایش تولید انرژیهای پاک و کندشدن رشد انرژیهای فسیلی است. سیاست پایدار انرژی در نظم جدید، بهطور مستقیم توسط امنیت عرضه و محیط زیست هدایت میشود. در این گزارش سعی شده است طبق مقایسههایی از منظر تاریخچه شگلگیری انرژی، روند سیاستگذاری طی شده، شبکه بازیگران، قوانین و خطمشیهای موجود، سطح دسترسی فناوری، تعهدات بینالمللی، زیرساختهای موجود و روند بازنگری و تعدیل میزان استفاده از انرژی هستهای و تجدیدپذیر، بهطور متناظر در دو کشور فرانسه و آلمان بررسی و توصیف شوند. دیدهبانی تحولات مربوط به دو کشور پیشتاز در مسیر توسعه انرژیهای هستهای و تجدیدپذیر و اختلاف نگاه هر کدام در خصوص میزان استفاده از این منابع، تصویر جامعی از آینده صنعت انرژی در جهان منعکس میکند. در نظر گرفتن و تطبیق این مطالعات با وضعیت موجود کشور، یکی از بایستههای اجتنابناپذیر در فرایند سیاستگذاری انرژی محسوب میشود.
[۱] RTE






